خرید بک لینک
افکار و رفتار و عقایدم تناقض و تضاد زیاد داره.
میدونم کاری غلطه ولی انجامش میدم.
میدونم نباید به موضوعی فکر کنم اما کلی روش وقت میذارم.
میدونم رفتاری درسته ولی اعتقاد جدی بهش ندارم.
خلاصه شده ام اجتماع نقیضین، چیزی شبیه محال.

برچسب: نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 3 مهر 1398 ساعت: 19:11

این روزها حالی دارم که نمی دانم به مناسبت افزایش سن است و گذر عمر یا معلمی کردن و کسب تجربه.
چقدر نیاموخته دارم و چقدر بیهوده و کم عمق است آنچه که خیال میکردم آموخته ام و در دست دارم.
کاش آن زمان که خام بودم و بی تجربه و به دنبال بطالت و لذت، میفهمیدم و میدانستم آنچه امروز میدانم و میفهمم را.
آن زمان دلسوز خودم نبودم و امروز هم.
آن زمان سر به هوا بودم و امروز هم.
درس زندگی باید آموخت. درسی برای تمام عمر و تمام ابعاد زندگی، که غیر ازین بی حاصلی و بی خبری است.

برچسب: نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 3 مهر 1398 ساعت: 19:11

قرار بود دو هفته پیش داستانهایم را برای استاد بفرستم. تا امروز و الان، یک کلمه هم ننوشتم. آن قبلیها را هم، ویرایش نکردهام.
آن قدیمترها بیشتر و بهتر مینوشتم. راحتتر و روانتر و دلنشینتر.
شاید این سالها، هفت سال خشکسالی است. کاش این بار آبادانی در پیش باشد، باشد که طراوت و تازگی و شکوفایی نوشتن، دوباره بازگردد به این سرزمین.

برچسب: نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 3 مهر 1398 ساعت: 19:11

خودخواهی آنقدرها هم سخت نیست؛
کافی است حرف کسی را نشنوی، حال کسی را نفهمی، حس کسی را درک نکنی، ذهنت فقط و فقط به خودت فکر کند و جز راحتی خودت را نخواهد.
وقتی در همه چیز و همه حال و همه جا و همه کار، فقط خودت را دیدی - چه خودآگاه و چه ناخودآگاه- خودخواهی.
وقتی از خودت نگذشتی برای کسی، وقتی همیشه و در هرجا و در هرحال خودت را در اولویت خواستی و هوای خودت را داشتی و غیر خودت را ندیدی و نفهمیدی، خود خواهی.
به همین راحتی!

برچسب: نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 3 مهر 1398 ساعت: 19:11

تو ذهن من و شاید تو ذهن خیلیای دیگه، اسم آقاجون با چایی روضه گره خورده. انگار این دو تا اسم یه معیت و همراهی خاصی با هم دارن. از وقتی یادم میاد - فرقی نمیکرد کجای تهران و چه ساعتی از روز و شب - بساط

برچسب: نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 3 مهر 1398 ساعت: 19:11

انگار کن که شب، در ظلمت دریا، در میانه آب، تخته پارهایست بر موج. کجاست و به کجا میرود؟ نمیداند. ایستادن و ماندن و فهمیدن هم نمیتواند که توان و اختیار ندارد. که بیمعنی است در آب یک جا ماندن، که

برچسب: نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 3 مهر 1398 ساعت: 19:11

گاهی میان توقعات ما از زندگی و حقایق و واقعیات موجود در زندگی، فاصله می افتد. فاصله هایی کوتاه یا بلند.وجود یا عدم وجود این فواصل دلایل گوناگونی دارد: خانواده، تحصیل، جامعه، شرایط اقتصادی و ... و خودم

برچسب: نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 3 مهر 1398 ساعت: 19:11

صاف و یکدست بودن، صداقت داشتن و همه را درست دیدن، در این زمانه غدّار و جامعه فریبکار، اگرچه در باطن، خیر است و اصل و اساس هر فرد و جامعه، اما در ظاهر، گاه تبعاتی دارد پیچیده و دشوار. سلام سالم را، نگ

برچسب: نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 3 مهر 1398 ساعت: 19:11

ما آدمxadها، همیشه داستان زندگی را اول شخص روایت میxadکنیم. روایت اول شخص، روایت جهل است؛ بیxadخبری از غیر. روایت لحظه است؛ آن زمان که میxadبینی و میxadشنوی و میxadفهمی. روایت صحنهxadای است تاریک که تنها به

برچسب: نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 3 مهر 1398 ساعت: 19:11

آن طور که در کتابxadها نوشتهxadاند برای روایت یک داستان، میxadتوان از سه زبان یا سه راوی استفاده کرد. راوی اول شخص، راوی دوم شخص و روایت از زبان سوم شخص، که البته هر کدام از اینxadها، مشخصات و ضوابط و قوا

برچسب: نویسنده: هلیا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 3 مهر 1398 ساعت: 19:11

صفحه بندی